جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Double fault
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
double faults
مثالها
She lost the game after committing a double fault on match point.
او بعد از انجام یک دوبل خطا در نقطه مسابقه بازی را باخت.



























