جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Donut
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
donuts
مثالها
She treated herself to a chocolate-glazed donut with sprinkles as a mid-morning snack.
او به خودش یک دونات یخچالی شکلاتی با اسپرینکلز به عنوان میان وعده نیمه صبح داد.



























