جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
diversified
01
متنوع, گوناگون
including a variety of different elements or components
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most diversified
شکل تفضیلی
more diversified
درجهپذیر
مثالها
The investor's portfolio was diversified with a mix of stocks, bonds, and real estate to minimize potential losses.
پرتفوی سرمایهگذار با ترکیبی از سهام، اوراق قرضه و املاک متنوع شده بود تا ضررهای احتمالی به حداقل برسد.
درخت واژگانی
undiversified
diversified
diversify
divers



























