جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Disunion
01
جدایی, انفصال، نفاق
the separation of an alliance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
disunions
مثالها
The disunion of the once-powerful alliance shocked political observers worldwide.
جدایی اتحادیهای که زمانی قدرتمند بود، ناظران سیاسی در سراسر جهان را شوکه کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
disunion
union



























