جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Disunion
01
جدایی, انفصال، نفاق
the separation of an alliance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The disunion of the two nations ended years of diplomatic collaboration.
جدایی دو ملت به سالها همکاری دیپلماتیک پایان داد.
درخت واژگانی
disunion
union



























