disunion
dis
dɪs
دیس
u
ˈju:
یو
nion
niən
نیِن
nonunionreunioncommunionunion

تعریف و معنی "disunion"در زبان انگلیسی

Disunion
01

جدایی, انفصال، نفاق

the separation of an alliance 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
disunions
مثال‌ها
The disunion of the once-powerful alliance shocked political observers worldwide. 

جدایی اتحادیه‌ای که زمانی قدرتمند بود، ناظران سیاسی در سراسر جهان را شوکه کرد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

disunion
union
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه