to dissatisfy
Pronunciation
/dɪˈsætəsˌfaɪ/

تعریف و معنی "dissatisfy"در زبان انگلیسی

to dissatisfy
01

ناخشنود کردن, رنجانیدن، ناراضی کردن، ناخرسند کردن

to fail to make someone pleased
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dissatisfy
سوم‌شخص مفرد
dissatisfies
وجه وصفی حال
dissatisfying
گذشته ساده
dissatisfied
اسم مفعول
dissatisfied
مثال‌ها
The poor quality of the service will dissatisfy many customers.
کیفیت پایین خدمات بسیاری از مشتریان را ناراضی خواهد کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه