جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dishwasher
01
کارگر ظرفشور
someone whose job is to wash dishes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
dishwashers
مثالها
He worked as a dishwasher during college to help pay for his tuition and living expenses.
او در دوران کالج به عنوان ظرفشوی کار میکرد تا به پرداخت شهریه و هزینههای زندگی خود کمک کند.



























