جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
disagreeably
اطلاعات دستوری
مثالها
The food was disagreeably salty, making it hard to eat.
غذا به طور ناخوشایندی شور بود، که خوردن آن را سخت میکرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
disagreeably
agreeably
agreeable
agree



























