جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dinner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
For dinner, I cooked a delicious chicken stir-fry with vegetables.
برای شام، یک مرغ استیر-فرای خوشمزه با سبزیجات پختم.
02
شام, مهمانی شام
a party of people assembled to have dinner together
درخت واژگانی
dinner
dine



























