جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Diatribe
01
زخم زبان, انتقاد تلخ
a harsh and severe criticism or verbal attack that is aimed toward a person or thing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
diatribes
مثالها
He launched into a diatribe about the poor customer service he received.
او به یک بدگویی درباره خدمات بد مشتری که دریافت کرده بود، پرداخت.



























