جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Demeanor
01
رفتار, وضع، سلوک
the way a person treats others
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Despite his cheerful demeanor, she could tell he was upset.
علیرغم رفتار شاد او، او میتوانست بگوید که او ناراحت است.
درخت واژگانی
misdemeanor
demeanor
demean



























