جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Deja vu
01
آشناپنداری
the feeling that a current situation has happened before, even though it is new
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He paused mid-conversation, struck by a sudden deja vu.
او وسط مکث مکالمه، با یک دژا وو ناگهانی متوقف شد.



























