جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Daisy
01
گل مینا (گیاهشناسی)
a small wild flower that has a yellow center and white petals
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
daisies
مثالها
The field was dotted with daisies, their white petals and bright yellow centers creating a charming and carefree scene.
مزرعه با گلهای مروارید پوشیده شده بود، گلبرگهای سفید و مرکز زرد روشن آنها صحنهای جذاب و بیخیال ایجاد میکرد.
02
همجنسگرا, لزبین
a feminine gay man
توهینآمیز
عامیانه
مثالها
That daisy laughed while fixing the streamers.
آن دِیزی در حال تعمیر نوارها خندید.
درخت واژگانی
daisylike
daisy



























