جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cybercafe
01
کافینت
a café that provides its customers with internet access
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cybercafes
مثالها
She spent the afternoon at the cybercafe checking her emails and browsing social media.
او بعد از ظهر را در کافی نت صرف چک کردن ایمیلها و گشت و گذار در شبکههای اجتماعی کرد.



























