جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Curio
01
عتیقه, تحفه، چیز کمیاب
an unusual or interesting object, often small and decorative
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
curios
مثالها
The museum exhibit featured a range of curios from around the world, including ancient coins, tribal masks, and bizarre natural specimens.
نمایشگاه موزه شامل مجموعهای از اشیاء عجیب و غریب از سراسر جهان بود، از جمله سکههای باستانی، ماسکهای قبیلهای و نمونههای طبیعی عجیب.



























