جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Curio
01
عتیقه, تحفه، چیز کمیاب
an unusual or interesting object, often small and decorative
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
curios
مثالها
The antique shop was filled with various curios, including old pocket watches, vintage cameras, and quirky trinkets.
فروشگاه عتیقهجات پر از اشیای عجیب و غریب مختلف بود، از جمله ساعتهای جیبی قدیمی، دوربینهای قدیمی و زیورآلات عجیب.



























