to cower
cower
kaʊə
kawe
covercomercorercoder

تعریف و معنی "cower"در زبان انگلیسی

to cower
01

خزیدن, جمع شدن

similar to but smaller than the finback whale 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
cower
سوم‌شخص مفرد
cowers
وجه وصفی حال
cowering
گذشته ساده
cowered
اسم مفعول
cowered
02

لرزیدن از ترس, جمع شدن از ترس

to shrink or curl up in fear 
مثال‌ها
The child cowered when the dog barked. 

کودک خود را جمع کرد وقتی سگ پارس کرد.

03

از ترس خم شدن, لرزیدن از ترس

show submission or fear 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه