جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cowcatcher
01
دفع کننده موانع, برف روب
a device mounted at the front of a locomotive to clear obstacles from the tracks
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cowcatchers
مثالها
She observed the cowcatcher as the train approached.
او گاوگیر را مشاهده کرد در حالی که قطار نزدیک میشد.



























