جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
convincing
01
متقاعدکننده, مجابکننده
able to make someone believe that something is right or true
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most convincing
شکل تفضیلی
more convincing
درجهپذیر
مثالها
Her convincing explanation clarified the situation and alleviated any concerns.
توضیح متقاعدکننده او وضعیت را روشن کرد و هر گونه نگرانی را برطرف کرد.
Convincing
01
متقاعد کردن, باوراندن
the act of persuading or making someone believe something to be true
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His convincing helped change the board's opinion about the new proposal.
متقاعد کردن او به تغییر نظر هیئت مدیره در مورد پیشنهاد جدید کمک کرد.
درخت واژگانی
convincingly
convincingness
unconvincing
convincing
convince



























