جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Aide-de-camp
01
آجودان مخصوص
a military officer appointed to assist a senior officer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
aides-de-camp
مثالها
Colonel Johnson appointed his trusted aide-de-camp to oversee logistical operations during the campaign.
سرهنگ جانسون معاون نظامی مورد اعتماد خود را برای نظارت بر عملیات لجستیکی در طول کمپین منصوب کرد.



























