جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Common time
01
زمان مشترک, مقیاس چهار چهارم
a musical meter with a 4/4 time signature, indicating four beats per measure
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
common times
مثالها
As a drummer, he counted in common time to maintain the tempo and ensure rhythmic accuracy during the performance.
به عنوان یک درامر، او در زمان مشترک شمارش کرد تا تمپو را حفظ کند و دقت ریتمیک را در طول اجرا تضمین کند.



























