flirty
Pronunciation
/flˈɜːɾi/

تعریف و معنی "flirty"در زبان انگلیسی

flirty
01

عشوه‌گر, فریبنده

showing playful romantic or sexual interest in a light, teasing way 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
flirtiest
شکل تفضیلی
flirtier
درجه‌پذیر
حوزه
behavior, emotion
مثال‌ها
She gave him a flirty smile across the room. 

او لبخندی عشوه‌گرانه از آن سوی اتاق به او زد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه