جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
White wedding
01
عروسی سفید, عروسی سنتی که عروس لباس سفید میپوشد
a traditional wedding where the bride wears a white dress
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
white weddings
مثالها
The couple planned a white wedding in a large church.
این زوج یک عروسی سفید را در یک کلیسای بزرگ برنامهریزی کردند.



























