جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Body blow
01
ضربه سنگین, آسیب شدید
an event or action that causes serious harm, disappointment, or problems
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
body blows
مثالها
Her rejection felt like a body blow.
رد او مانند یک ضربه سنگین احساس شد.



























