جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Victim support
01
حمایت از قربانیان, کمک به قربانیان
services or assistance provided to people who have been harmed by a crime
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
She contacted victim support after the robbery.
او پس از سرقت با حمایت از قربانیان تماس گرفت.
LanGeek



























