جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hard labor
01
کار اجباری, کار زندان
a type of prison punishment that requires doing very hard physical work
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He was sentenced to hard labor.
او به کار سخت محکوم شد.



























