جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fixed penalty
01
جریمه ثابت, مجازات ثابت
a set amount of money someone must pay as punishment for a minor offense, usually a traffic violation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fixed penalties
مثالها
He paid a fixed penalty for speeding.
او برای سرعت غیرمجاز جریمه ثابت پرداخت کرد.



























