جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Backgammon player
01
بازیکن تخته نرد, بازیکن نرد
a gay man, used as a mocking or contemptuous label
قدیمی
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
backgammon players
مفرد مذکر
backgammon player
neutral form
gay person
مثالها
The bullies called him a backgammon player after he came out.
زورگوها پس از اینکه او آشکار کرد، او را بازیکن تختهنرد نامیدند.
LanGeek



























