جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Assmonkey
01
احمق, نادان
a foolish, irritating, or contemptible person
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
assmonkeys
مثالها
He acted like a loud assmonkey all night.
او تمام شب مانند یک احمق پر سر و صدا رفتار کرد.



























