jizz
jizz
ʤɪz
jiz
/dʒˈɪz/

تعریف و معنی "jizz"در زبان انگلیسی

Jizz
01

منی, اسپرم

male reproductive fluid
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
She found jizz on his shirt and confronted him.
او منی را روی پیراهنش پیدا کرد و با او روبرو شد.
to jizz
01

منی ریختن, انزال کردن

to ejaculate semen
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
jizz
سوم‌شخص مفرد
jizzes
وجه وصفی حال
jizzing
گذشته ساده
jizzed
اسم مفعول
jizzed
مثال‌ها
The film showed him jizzing.
فیلم او را در حال انزال نشان داد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه