جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Shitstain
01
زباله, پست
a contemptible person of no value or moral worth
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
shitstains
مثالها
That shitstain stole money from his own family.
آن پلید پول را از خانواده خود دزدید.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
shitstain
shit
stain



























