جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cock jockey
01
سوار کیر, همجنسگرای هرزه
a promiscuous gay male
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
cock jockeys
مفرد مذکر
cock jockey
neutral form
promiscuous person
مثالها
That cock jockey flirted with everyone at the club.
آن cock jockey با همه در کلوپ فلرت کرد.
02
سوار آلت تناسلی, سواری آلت تناسلی
a sexually promiscuous woman
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
The crowd called her a cock jockey after she danced with everyone.
جمعیت بعد از اینکه او با همه رقصید، او را فاحشه خطاب کرد.
LanGeek



























