جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cockholster
01
مکنده کیر, فاحشه کیر
a sexually promiscuous woman
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cockholsters
مثالها
That cockholster kissed everyone at the party.
آن فاحشه همه را در مهمانی بوسید.



























