جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Chocolate cum
01
منی آلوده به مدفوع, اسپرم مدفوعی
semen contaminated with fecal matter
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
He gagged as the chocolate cum splattered on his hand.
وقتی شکلات کوم روی دستش پاشید، حالت تهوع گرفت.
LanGeek



























