جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ball washer
01
شوینده توپ, تمیز کننده بیضه
someone performing oral sex on testicles
slang
vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ball washers
مثالها
He sucked on his partner 's balls like a devoted ball washer.
او بیضههای شریکش را مانند یک شوینده بیضه فداکار مکید.



























