جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Unseasoned cabbage
01
کلم بیمزه, کلم بیطعم
a person regarded as bland, weak, or worthless
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
unseasoned cabbages
مثالها
He sat through the meeting like an unseasoned cabbage, saying nothing.
او در جلسه نشست مثل یک کلم بیادویه، هیچ نگفت.



























