جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Snot nose
01
بچه بیادب, کودک گستاخ
a child regarded as immature, annoying, or contemptible
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
snot noses
مثالها
That snot nose spilled juice all over the floor.
آن بچه بیادب آبمیوه را روی زمین ریخت.



























