جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pussy pisser
01
ترسو حقیر, شخص رقتانگیز
a person contemptible, disgusting, or pathetic
offensive
slang
vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pussy pissers
مثالها
That pussy pisser cried over losing a game.
آن ترسو به خاطر باخت در یک بازی گریه کرد.



























