جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Pilgarlic
01
فرد بیچاره, نفر رقتانگیز
a person who is pitiable or foolishly insignificant
نکوهشی
طنزآمیز
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
pilgarlics
مثالها
The old pilgarlic stumbled around the market, bumping into everything.
pilgarlic پیر در بازار تلوتلو میخورد و به همه چیز برخورد میکرد.



























