جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Mucky pup
01
بچه کثیف, تولهکثیف
a person, especially a child, mocked as dirty or messy
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
mucky pups
مثالها
She scolded her son as a mucky pup for tracking dirt through the house.
او پسرش را به خاطر کشیدن کثیفی در خانه، بچه کثیف خطاب کرد و سرزنشش کرد.



























