جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Manwhore
01
زنباره, عاشق پیشه
a promiscuous man who has many casual sexual partners
offensive
slang
vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
manwhores
مثالها
She called her ex a dirty manwhore after finding his messages.
او پس از یافتن پیامهایش، دوستپسر سابقش را فحاش نامید.



























