جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Lardbucket
01
چاقالو, چاق
an overweight person
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
lardbuckets
مثالها
He overheard someone mutter " lardbucket " when he squeezed into the bus seat.
او شنید که کسی زیر لب گفت « آدم چاق » وقتی که در صندلی اتوبوس جا گرفت.



























