جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kiddie fiddler
01
کودک آزار, پدوفیل
a child molester
offensive
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
kiddie fiddlers
مثالها
Inmates targeted the kiddie fiddler for prison justice.
زندانیان کودکآزار را برای عدالت زندانی هدف قرار دادند.



























