جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jackwagon
01
احمق, نادان
a contemptible, stupid, or annoying person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
jackwagons
مثالها
The jackwagon neighbor never picks up his dog's poop.
همسایه جک واگن هرگز مدفوع سگش را جمع نمیکند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
jackwagon
jack
wagon



























