جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jackwagon
01
احمق, نادان
a contemptible, stupid, or annoying person
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
jackwagons
مثالها
He called the slow driver a complete jackwagon.
او راننده آهسته را یک جک واگن کامل نامید.
درخت واژگانی
jackwagon
jack
wagon



























