جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jackhole
01
احمق, نادان
an obnoxious, rude, or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
jackholes
مثالها
The jackhole blasted his music through the apartment walls at midnight.
احمق موسیقی خود را از طریق دیوارهای آپارتمان در نیمهشب منفجر کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
jackhole
jack
hole



























