جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hornswaggler
01
کلاهبردار, فریبکار
a cheat, swindler, or deceitful person
Dialect
American
offensive
old use
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hornswagglers
مثالها
He called the card shark a sly hornswaggler.
او کلاهبردار کارت را فریبکار حیلهگر نامید.



























