جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cold fish
01
شخص بیعاطفه
someone who does not express emotions and is considered unfriendly
Idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cold fish
مثالها
Her colleagues found her difficult to approach, as she seemed like a cold fish, never showing much interest in their conversations.
همکارانش او را سختدستیافت مییافتند، زیرا به نظر میرسید که یک ماهی سرد است، هرگز علاقهای به گفتگوهایشان نشان نمیداد.



























