جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gooner
01
معتاد به پورنوگرافی, مبتلا به استمنا افراطی
a person addicted to pornography and excessive masturbation
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gooners
مثالها
The gooner locked himself away binge-watching adult content.
گونر خود را برای تماشای محتوای بزرگسالان به طور پیوسته حبس کرد.



























