جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Farthead
01
احمق, نادان
a stupid or foolish person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
fartheads
مثالها
The farthead couldn't remember the Wi-Fi password he set yesterday.
احمق نمیتوانست رمز Wi-Fi دیروزش را به یاد بیاورد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
farthead
fart
head



























