جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fart boy
01
پسر نابالغ, پسر آزاردهنده
an immature, disgusting, or annoying person, often a young male
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fart boys
مثالها
The fart boy kept disrupting the movie with noises.
پسر نابالغ با صداها فیلم را مختل میکرد.



























