جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Douchelord
01
حرامزاده متکبر, پستفطرت مغرور
an extremely arrogant or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
douchelords
مثالها
The douchelord CEO flew private while laying off workers.
مدیرعامل حرومزاده با هواپیمای خصوصی پرواز کرد در حالی که کارگران را اخراج میکرد.



























